محمد تقي جعفري

120

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

( شگفتا پس از آن همه تن در دادن به مخاطرات و تكاپو در كارزارها ، من از مرگ مىترسم سوگند به خدا ، انس فرزند ابي طالب با مرگ بيش از انس كودك شيرخوار است به پستان مادرش ) . مرگ از ديدگاه على بن ابي طالب ( ع ) شربت گوارايى است براى حيات حقيقى انس و الفتى كه على بن ابي طالب ( ع ) با مرگ دارد ، نه به جهت شكست خوردن او در قلمرو حيات طبيعى است و نه معلول « از خود بيگانگى » ، نه براى شتاب در راه وصول به بهشت است كه خود گفته بود : من خدا را نه براى طمع بهشت عبادت مىكنم و نه براى ترس از دوزخ ، بلكه انس آن زندهء حقيقى با مرگ ، معلول سپرى كردن دوران جنينى حيات بوده است كه مرگ را مانند شير خوشگوار و شربت لذت بخشى مىديد كه نوشيدنش ورود به مرحلهء ابدى حيات را اعلان مىكرد : اين جهان همچون درخت است اى كرام ما بر او چون ميوه‌هاى نيم خام سخت گيرد حامها مر شاخ را ز ان كه در خامى نشايد كاخ را چون بپخت و گشت شيرين لب گزان سست گيرد شاخه‌ها را بعد از آن چون از آن اقبال شيرين شد دهان سست شد بر آدمى ملك جهان مولوى بلوغ و كمال حيات حقيقى بدون آگاهى كامل به آن ، امكانپذير نيست . آگاهى كامل به حيات نمىتواند محصول نگرشهاى سطحى در حال غوطه ور شدن در شئون آن ، بوده باشد . بنا بر اين ، بطور قطع على بن ابي طالب ( ع ) حيات را با مبدء و پايان و متن اصلى آن ، شناخته است كه در بارهء حقيقت و خواص آن ، بدينگونه قاطعانه و از نزديك سخن مىگويد . او لهو و لعب بودن زندگى ظاهرى را به خوبى درك كرده ، عظمت و ارزش